خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

گاهی وقت ها فقط باید قبول کنیم که تمام شده...

همه ی گذشته ای که داشتی و آینده ای که میتونستی داشته باشی با همه جزئیاتش که چند سالی از عمرت را پر کرده توی دو کلمه خلاصه میشه ...تموم شد...فقط همین..

پذیرفتنش همه چی را راحت تر میکنه ...

-----------------------------------------------------------------

پ.ن. من چیزی را که باید قبول میکردم قبول کردم ...این را برای کسایی نوشتم که گذارشون به اینجا میفته و شاید مثل من واقعیت هایی توی زندگیشون هست که باید بپذیرند که تموم شده و به زندگیشون  ادامه بدند..

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ امرداد ۱۳٩۱ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

من به دنبال کسی میگردم که توی بهار وقتی بهش بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...

توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...

توی پاییز زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم: میای صدای ناله ی برگای سعدآباد رو در بیاریم خش خش صدا بدن؟در جوابم فقط بگه: دوربینتم بیار...

توی زمستون زنگ بزنم بدون هیچ دلیل بگم چنارای ولیعصر منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسم: میای که؟
در جوابم بدون مکث بگه : یه جفت دستکش میارم فقط . یه لنگه من یه لنگه تو...سر اینکه دستای گره شدمون توی
جیب کی باشه بعدا تصمیم میگیریم...

من به دنبال کسی می گردم که دلش چون یاس است

چشم هایش به صفای گل سرخ

دستهایش پلی از احساس است

من به دنبال کسی می گردم که سرانجام نگاهش آبیست

سینه اش داغ شقایق دارد

آسمان دل او مهتابیست

من به دنبال کسی می گردم در قنوت چشم های غم زده

در حریر خاطرات کودکی

در سکوتی سربی ماتم زده

من دنبال کسی می گردم در غروب غربت آینه ها

درطلسم غصه های شاپرک

در تمام عقده ها و کینه ها

من به دنبال کسی می گردم عاشق بال کبوتر باشد

دستهای او چون پروانه ای

روی گلهای معطر باشد

من به دنبال کسی می گردم موج در دریای عمرش بی قرار

اشکها در چشم او چون آینه

عشق او تنها عبور از انتظار... 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

دارم برای پسرکم لالایی میخونم : پویان، غزل ،دانیال، امیرعلی ،صبا ،پریسا ،امین ،معین فرهاد، سعید، یلدا ،ایمان النازو ....

اشتباه نکنید ! ازر وی کتاب اسم لالایی نمیخونم! این اسم بچه های فامیله که عکس همشون تو گوشی همسری هست و وقتایی که هیچ جوری نمیتونیم آرومش کنیم تو بغل من یا همسری لم میده و تک تک این عکسارو نشونش میدیم و پویان اروم و ساکت گوش میکنه ...

وقتی هم که برای خوابیدن بد قلقی میکنه همینارو براش میخونم و سه سوت! خوابش میبره ...

اما امشب انگار این مدل لالایی هم کارساز نیست همینجور که شیشه شیر تو دهنشه دستش را دراز میکنه طرف من ...میدونم یعنی چی...یه کم میرم جلو...دو دتا دستشو میندازه دور گردنم و منو میکشه طرف خودش و محکم بغلم میکنه  ...موهای تنم سیخ میشه ...

عزیز دلم....پسرک من.. عاشقتم ...دوستت دارم ...تو نفس منی ...تو روح منی.. تو عشق مامانی ... انقدر اینارو تکرار میکنم تا دستای کوچولوش دور گردنم شل میشه وصدای نفسش آروم میشه...

پسرکم خوابش برده...توی بغل من ...دلم نمیخواد دستاش را از دور گردنم بردارم ...دوست دارم تا صبح همونجوری بمونم ...به خودم میگم تو دیوونه ای...چی میخوای از این بالاتر؟ اصلا چی هست از این قشنگتر ؟

عزیز دلم...امیدوارم امشب قشنگترین خواب های دنیا را ببینی ...تو توی خواب لبخند بزنی و من دلم غنج بره برای لبخند قشنگت ...

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody