خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

 قبلا میگفتم از دروغ بدم میاد....... از دروغگوها بدم میاد

ولی حالا میگم بعضی ها وقتی دروغ میگن دوست داشتنی تر میشن ....مثل ابطحی

وقتی فکر میکنم ابطحی باید چی کشیده باشه ..... چی دیده باشه....چی شنیده باشه ..... که دروغ بگه دلم برای اون....برای خودم...برای همه اونایی که تو زندان هستند میسوزه ....

برای همه  کسایی که جرمشون فقط فهمیدنه میسوزه.......

----------------------------------------------------------------------------------

 بعدا ااضافه شد!:

١-از دیدن افشین جونم (همون افشین قطبی خودمون !) تو مراسم دیروز جا خوردم

حتی یه چیزی بیشتر از جا خوردن !!!.... فعلا در مرحله بحران به سر میبرم که چرا افشین اونجا بود ؟ نمیدونم چرا رفته ؟

اگه بفهمم با میل خودش رفته میام همینجا رسما تموم جون هایی که جلوی همسری و شماها بهش گفتم پس میگیرم و برای همیشه از قلبم پرتش میکنم بیرون !!!!

هیچ عذر و بهونه ای هم ازش پذیرفته نیست !!!!!

٢- یه عینک آفتابیه جدید خریدم  مارک کریستال میخواستم این دفعه زولا باشه و  دودی  ولی بازم قهوه ای شد  الان دچار این احساس شدم که من اراده ام ضعیفه !!! وقتی فروشنده یه چیزی رو بهم تلقین میکنه  مسخ میشم !!!!!!!

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody