خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

از بزرگ شدن نمیترسم ... خیلی هم خوشحالم که دارم بزرگ میشم 

 فقط نمیدونم چرانمیتونم احساس بزرگ بودن داشته باشم ...

همیشه درست وقتی که فکر میکنم دیگه بزرگ شدم میفهمم که هنوز بچه ام و نمیتونم به خودم به چشم یه آدم  بزرگ  نگاه کنم

هر سال که به پشت سرم نگاه میکنم به خودم میگم وای دختر ! تو چقدر بچه بودی و فکر میکنم که امسال دیگه فرق میکنه و بزرگ میشم ولی سال بعد بازم همون حس و حال را دارم

 همه ی اینارو گفتم که بگم امروز تولدمه ........

--------------------------------------------------

پ.ن. دوستای عزیزی که از قبل تولد منو یادتون بود ... میبوسمتون و خیلی دوستتون دارم

نوشته شده در شنبه ٤ مهر ۱۳۸۸ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody