خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

نشسته پای تلوزیون و داره  اخبار ورزشی رو برای هفتمین باری که در روز پخش میشه گوش میکنه !!!!

میگه:ترانه         

  همونجوری که دارم به میوه هایی که تازه شستم ناخنک میزنم میگم :هومممم؟

:هوممممممم چیه ؟ بگو بله !

:دوست دارم بگم هومممممممم...نمیخوام بگم بله !

:اصلا نگو بله ...باید بگی جانم ...عزیز دلم  ....سرورم ... امرتونو بفرمایین!!!!!!!!

:جان؟؟؟؟؟بگم سرورم ؟حتما میگم ...تو منتظر بمون بالاخره یه روز میگم!

:یه کاری نکن بهت بگم ضعیفه !!!!

: جرئت داری یه بار به من بگو ضعیفه ...ببین چه بلایی سرت میارم !

: ضعیفه ....!

-------------------------------------------------------------

پ.ن.١. فکر نکنید در دفاع از حقوق خانوما کوتاهی کردم ها ! یه بلایی سرش آوردم که دیگه این کلمه برای همیشه از ذهنش پاک بشه !

پ.ن.٢. بمیرم واسه شوهرم !   فقط یه لیوان آب میخواست و مجبور شد باز شدن فیزیکی  عقده های ناگشوده منو  تو دفاع از حقوق خانوما تحمل کنه  ! 

 

نوشته شده در جمعه ٢٤ مهر ۱۳۸۸ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody