خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

حرفی برای گفتن ندارم...نه که زندگیم خالی از اتفاق باشه ...

نمیدونم از چی و از کجا بگم

چشم دوختم به روزگار  تا ببینم برام چه تصمیمی گرفته

خسته شدم از تلاش کردن و نتیجه نگرفتن ... 

نوشته شده در شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody