خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

حالم اصلا خوب نیست   

  دلم میخواد برم یه جا و زار زار به حال خودم گریه کنم   

   چقدر بده که ادم بفهمه خدا دیگه دوستش نداره  

 خدا دیگه  منو دوست نداره

 منو نمیبینه

 صدامو نمیشنوه  

 اخه چرا ؟؟؟؟ کم دعا میکنم ؟ کم گریه میکنم ؟ کم التماس میکنم ؟  

 چرا انقدر عذابمون میدی ؟ من ادم کم صبری هستم        

   همسری چی ؟ اونم بنده بدیه ؟  اونم طاقتش تموم شده

دوست  دارم بدونم بقیه بنده هاتم انقدر عذاب میدی  تا بهشون بچه بدی ؟

یعنی ما لیاقتشو نداریم  یه بچه داشته باشیم ؟

 هر بار که بیبی  چک میگذارم   نصفه عمر میشم  تا یه خط روش بیفته 

 تا چند ساعت بعد دستام میلرزه

 اخه برای تو که کاری نداره  چرا نمیدی ؟ نمیخوای بدی  

 حتما ما لیاقتشو نداریم  باشه خداجون  هر جور تو راحتی

 ما بنده ایم و تو خدا

مجبوریم      صبر کنیم تا ببینیم چه سرنوشتی برامو رقم زدی

   ما هیچ کاره ایم  همه کاره تویی  هر جور دوست داری  عذابمون بده

 

 

نوشته شده در جمعه ۱ شهریور ۱۳۸٧ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody