خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر سفر نکنی

اگر کتابی نخوانی

 اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن میکنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده عادات خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرگی را تغغیر ندهی
 اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی


اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت

از احساسات سرکش

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند

و ضربان قلبت را تندتر میکنند

دوری کنی

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامی که با شغلت ،با عشقت شاد نیستی ،آن را عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یکبار در تمام زندگیت

ورای مصلحت اندیشی بروی

امروز زندگی را آغاز کن
امروز مخاطره کن

امروز کاری کن

-----------------------------------------------------

پ.ن١.دو تا کتاب شعر از پابلو نرودا دارم  که یکیش رو اولین سالگرد ازدواجمون هدیه دادم به همسری...اولش هم نوشتم :

 برای تو خوبم در اولین جشن تولد زندگیمان .. که البته هیچ وقت حتی یه صفحه اش رو هم نخوند...امروز که ٧سال از اون روزها گذشته وقتی  بازش کردم این شعرش توجه ام رو جلب کرد... نه شعرهای ناب عاشقانه اش.....

فهمیدم که من خیلی وقته مردم...استخون هامم دیگه پوسیدند ...الان یه روح داره این چیزارومینویسه نیشخند

پ.ن.٢.عنوان وبلاگ رو عوض کردم...هیچ وقت دوستش نداشتم ...این یکی خیلی مناسبتره

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۸ تیر ۱۳۸٩ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody