خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

سلام   مهم نیست که اسم من چیه   میتونید فکر کنید ترانه

من و عشقم 5-6 سالی میشه که با هم زیر یه سقف زندگی میکنیم وخدا رو شکر تا امروز تونستیم عشقمون رو حفظ کنیم

دو سه سالی هم هست که منتظریم تا ثمره عشقمون رو ببینیم اما انگار  عزیز دلم هنوز دوست نداره بیاد پیش مامان و باباش  دوست داره وقتی بیاد که دیگه  ما براش  پرپر بزنیم  اما خبر نداره که ما خیلی وقته با فکر کردن بهش قند تو دلمون اب میشه

اما من هر روزی که میگذره خوشحالترم  چون میدونم یه روز به اومدنش نزدیکتر میشم و همین روزاست که من بغلش کنم و سر تا پاشو بوس بوس کنم

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸٧ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody