خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

نمیدونم پویان وقتی خوابیده روی سینه ام  ودستاشو حلقه کرده دورگردنم چه احساسی داره...

من ولی احساس میکنم تو خلاء ام...سبک میشم ...انگار خودمو سپردم به آب...دستام سست میشه و قلبم آرومتر میزنه...

وقتی قلبش روی قلب من میزنه  و صورتمون فقط چند سانتیمتر با هم فاصله داره تو چشمام نگاه میکنه و میخنده و یه نفس عمیق میکشه...

عطر نفسش بهم شوق زندگی  میده...

نوشته شده در پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody