خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

پسرک قشنگم...غلت زدنت مبارک مامانی

کی میشه دستت را بگیرم و با پاهای کوچولوت قدم برداری عزیز دلم...

-------------------------------

پ.ن.خیلی ذوق کردم ...بغلش کردم ...بوسیدمش...خودش هم انگار میدونست یه کار بزرگ انجام داده ...مثل من و همسری ذوق زده بود و میخندید

نوشته شده در شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody