خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

روی پوست بدن پسرکم لکه هایی بیرون زد که به گفته دکتر اگزماست ... تو سن  پویان معنیش حساسیت به پروتئین گاویه ....و نباید شیر گاو وخیلی چیزهای دیگه  بخوره ....اما.....

از دیروز جمله های دکتر که بیرحمانه من را میکوبید توی سرم موج میزنه ...این هدیه ایه که تومادر خوب  بهش دادی ... این اولین عارضه شیر خشکه و دعا کن که اخریش باشه  و..........

انگشت اتهام همه به سمت منه ...حتی نزدیکترین کسانم ...سکوت همسری مثل نیشتریه که به قلبم  فرورفته ...

اولین باره که احساس میکنم  در حقم بی انصافی شده ...دلم از همشون شکسته ...

هیچکس نمیدونه یکی از آرزوهای بزرگ من شیر دادن به بچه ام بود ...هیچکس نمیدونه تو رویا هام چقدر اون لحظه رو تصور کردم ...

نمیدونند چند ماه اول من و پسرکم چه زجری کشیدیم تا وادارش کنم از سینه من شیر بخوره... نمیدونند چقدر از شیشه های شیر که برای پویان از سینه من  عزیزترند بدم میاد...

نمیدونند که به هر چیزی متوسل شدم که پویان شیر بخوره و نخورد و نخورد و نخورد و بالاخره بعد از 6 ماه من بودم که تسلیم   یه پسر سر سخت و لجباز شدم

تقصیر من نیست  که پسرکم به خاطر تشخیص اشتباه یه دکتر بی سواد  لحظه ورودش به این دنیا  به جای آغوش من رفت تو یه دستگاه شیشه ای ... تقصیر من نیست که اولین بار وقتی ده روزش بود لمسش کردم فقط برای چند دقیقه

تقصیر من نیست که قبل از اینکه بدونه سینه مادر چیه و اصلا مادرش  کیه  از یه شیشه بی ارزش پلاستیکی شیر خورد و دیگه هیچ وقت حاضر نشد  به سینه من لب بزنه ...

حالا همه این چیزا فراموش شده ...پسرک من به پروتئین گاوی حساسیت پیدا کرده و بدنش پر شده از لکه هایی که اذیتش میکنند  و من شدم مقصر ...شدم یه مادر بد ...چون نتونستم به بچه ام شیر بدم ...

خستگی این چند ماه یک جا قلمبه شده روی دلم ...همه ی خاطرات بد دوباره صف کشیدن جلوی چشمم  ... حتی لب هام نای جنبیدن  نداره...وقتی این پست را ارسال کنم لپ تاپ را جمع میکنم و میذارم یه جایی که تو دسترس نباشه  ... موبایلم را خاموش میکنم و شاید حتی تلفن خونه را هم قطع کنم.... یه دیوار میکشم دور خودم و پویان   و اجازه نمیدم  هیچکس...هیچکس ...هیچکس... عشق من به پسرکم را که  برای به دست آوردنش بهای به این سنگینی دادم زیر سوال ببره ....

نوشته شده در پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody