خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

غرق  شدم تو زندگی که احساس تعلقی بهش ندارم ...

پرم از آروزهایی که هیچ وقت بهش نمیرسم ...

پرم از بغض هایی که به خودم اجازه آزاد کردنشون را نمیدم ...

دلتنگ عشقم...

آری..دلم برای خودم تنگ میشود....

-------------------

پ.ن. این جور نوشته های من یه استثنائ بزرگ داره که نیاز نیست معرفیش کنم...من منیع عشق را کنار خودم دارم که هیچ وقت از بوییدن و بوسیدنش سیر نمیشم... خیلی از حفره های عمیق قلبم را پر کرده ...شاید همه چی تقصیر خودمه...شاید من زیادی به دلم و خواسته هاش بها میدم ...شاید وقش رسیده باشه که برای همیشه دلم را از صحنه ی زندگیم بندازم بیرون ... بدون دل هم میشه زندگی کرد ...شاید خیلی راحت تر...

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody