خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

دارم برای پسرکم لالایی میخونم : پویان، غزل ،دانیال، امیرعلی ،صبا ،پریسا ،امین ،معین فرهاد، سعید، یلدا ،ایمان النازو ....

اشتباه نکنید ! ازر وی کتاب اسم لالایی نمیخونم! این اسم بچه های فامیله که عکس همشون تو گوشی همسری هست و وقتایی که هیچ جوری نمیتونیم آرومش کنیم تو بغل من یا همسری لم میده و تک تک این عکسارو نشونش میدیم و پویان اروم و ساکت گوش میکنه ...

وقتی هم که برای خوابیدن بد قلقی میکنه همینارو براش میخونم و سه سوت! خوابش میبره ...

اما امشب انگار این مدل لالایی هم کارساز نیست همینجور که شیشه شیر تو دهنشه دستش را دراز میکنه طرف من ...میدونم یعنی چی...یه کم میرم جلو...دو دتا دستشو میندازه دور گردنم و منو میکشه طرف خودش و محکم بغلم میکنه  ...موهای تنم سیخ میشه ...

عزیز دلم....پسرک من.. عاشقتم ...دوستت دارم ...تو نفس منی ...تو روح منی.. تو عشق مامانی ... انقدر اینارو تکرار میکنم تا دستای کوچولوش دور گردنم شل میشه وصدای نفسش آروم میشه...

پسرکم خوابش برده...توی بغل من ...دلم نمیخواد دستاش را از دور گردنم بردارم ...دوست دارم تا صبح همونجوری بمونم ...به خودم میگم تو دیوونه ای...چی میخوای از این بالاتر؟ اصلا چی هست از این قشنگتر ؟

عزیز دلم...امیدوارم امشب قشنگترین خواب های دنیا را ببینی ...تو توی خواب لبخند بزنی و من دلم غنج بره برای لبخند قشنگت ...

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

نوشته شده در سه‌شنبه ۳ امرداد ۱۳٩۱ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody