خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

 سه روز پیش اولین حقوق زندگیمو گرفتم ! 

هر چند که خیلی کم بود ولی چون برای ٣ ماه بود اییییییییییییی بد نبود  

 خیلی مزه داد

 دقیقا شب عید قربان بود و همسری اومد پیش من 

 منم زودتر از سر کار اومدم و حسابی خودمو خوشکل کردم تا اقا بیان دنبالم !

یه حس عجیبی داشتم   انگار اولین بار بود که با هم بیرون میرفتیم !

هر چند که ترافیک وحشتناک  اون شب سرویمون کرد

 ولی من عزممو جزم ! کرده بودم که بهمون خوش بگذره

و نگذارم هیچ چیزی شبمون رو خراب کنه   نه به خاطر خودم 

به خاطر همسریم که حس میکنم داره افسرده  میشه 

واقعا هم شده شبا زود میخوابه و وکلا  خیلی کسله  

البته هرکس دیگه هم جای اون بود همینطور میشد 

 ٣-۴ ماه تنها بودن تو شرایطی که مشکلات از هر طرف به ادم فشار بیاره

و  منی که   تنها سنگ صبور همسرم هستم کنارش نبودم 

 تا حداقل به حرفاش گوش بدم  اصلا اسون نیست

 رفتیم فرحزاد .........  یه تخت دنج .....کنار یه شومینه گرم تو اون هوای سرد 

 خیلی عالی بود........... عالی  

 یه دنیا حرف داشتیم برای گفتن مثل اون موقع ها

 انگار حرفامون برای هم تمومی نداشتند   و منی که خیلی وقت بود

لبخندهام  کمرنگ شده بود  از ته دل میخندیدم

(البته فکر نکنید از اون خنده های بد بودها  خیلی هم خانمانه بود !)

 شام همسری رو مهمون کردم  بازم خیلی مزه داد !!!!!!!!!

تا فرداشبش با هم بودیم و واقعا به هر دومون خیلی خوش گذشت 

  خیلی وقت بود که اینطوری از زندگی لذت نبرده بودیم  خدایا شکرت...........

ودیروز بالاخره اون چیزی رو که چندماه به خاطرش  زجر کشیدم  بدست اوردم !

بالاخره تونستم انتقالی بگیرم و اینطوری هم 

پیش خانواده ام هستم و هم کارمو از دست ندادم   

توی این مدت خیلی پایین و بالا شدم   خیلی روزهای سختی گذروندم 

خیلی چیزارو به خاطرش تحمل کردم ولی خدا روشکر که نتیجه گرفتم

این اتفاقی که برای من افتاد بیشتر به یه معجزه شبیهه

دیروز یه کسی که فقط با هم سلام علیک داریم بهم گفت 

 میدونستی پیش خدا خیلی عزیزی که کارت اینطوری درست شد ؟

 قدر خودتو بدون  خدا خیلی دوستت داره 

یه لحظه موهای تنم سیخ شد........ یخ کردم !

خدا جونم تو واقعا منو انقدر دوست داری ؟

چرا من احمق بعضی وقتها فکر میکردم به حال خودم رهام کردی ؟

خدایا منو ببخش 

 به خاطر تمام اون لحظه  هایی که فکر میکردم دوستم نداری

به خاطر تمام گلایه هایی که ازت کردم

به خاطر همه ناشکری هام

 خدایا بازم شکرت  به خاطر اینکه میدونم دوستم داری

به خاطر لطفی که به من داری

به خاطر نعمت های بیکرانی که بهم بخشیدی  

به خاطر خانواده خوبی که بهم دادی  پدر و مادری که حمایتم میکنند

 و  و برادری که از اون سر دنیا هم جویای حال منه و

 خواهری که با اون دل کوچولوش برای من دعا میکنه

به خاطر فرشته اسمونی که بهم دادی 

  مردی که نمیدونم چه جوری باید صبوری و زحماتشو جبران کنم  

 خودت کمکم کن تا بتونم لایق  محبتهاش   باشم

خدایا بازم به امید  همون رحمت بیکرانت  ازت میخوام از این به بعد هم

 منو تنها نگذاری  و کمک کنی تا راهمو درست انتخاب کنم

خدایا من بدونه تو هیچی نیستم.....   خودم خوب میدونم که اگه لطف تو نبود

کم میاوردم ولی   من همیشه بهت احتیاج دارم هیچ وقت منو تنها نگذار  هیچ وقت..............

              خدایا خیلی دوستت دارم ......

نوشته شده در پنجشنبه ٢۱ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody