خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

 چند شب پیش خواب دیدم از یه درخت زردآلو بالا رفته بودم و زردآلو میچیدم ازش !!!

به هر کدوم یه گاز  میزدم و مینداختم پایین !

من قبلا سه بار دیگه هم خواب زردآلو دیده بودم که  هنوز یه روز نگذشته مریض میشدم !حالا بسته به اندازه و ترش و شیرینی و ...زرد آلو شدت مریضیم فرق میکرد !!!

این دفعه سه روز گذشت و هنوز هیچیم نشده بود   گفتم شایدتعبیر درختش با خودش فرق میکنه!

که پریرزو توی اداره دیدم بله !!!! درد شدید مثانه  با چیزای دیگه ! اومد سراغم

خیلی ترسیده بودم ...کلی به اون درخت زردالو لعنت فرستادم

بعد از چند ساعت این دکتر و اون دکتر و ازمایش و سونو و... احتمال دادند که سنگ مثانه بوده که بازم احتمالا دفع شده!!!!!!!

البته من نمیتونم به این احتمالات دکتر ها اعتماد کنم...  به چشم خودم دیدم که احتمالاتشون چقدر غلط از آب در اومده  حالا اگه چند وقت دیگه یه قلوه سنگ توی مثانه یا کلیه ام پیدا شد جای تعجب نداره !

الان تقریبا خوب شدم ولی روزی ٧ تا قرص به قرص هایی که میخوردم اضافه شد والان فقط روزی ١٧ تا قرص ناقابل میخورم   البته غیر از چند وعده جوشوندنی و عرق خارشتر و تخم کوفت و زهر مار دیگه  که میخورم !!!!!!!

چیزی که جدیدا ازش خسته شدم   دارو خوردنه ... واقعا از قرص خوردن خسته شدم 

از وقتی دارم برای بچه دار شدن درمان میکنم هر چند وقت یه مشکل به مشکلاتم اضافه میشه ...  شاید یه تصمیم انتحاری گرفتم و همه ی داروهامو ریختم دور

البته از قبل با همسری قرار گذاشتیم به محض مثبت شدن جواب ازمایشم سطل زباله رو بگذاریم پای یخچال و هر چی قرص و دارو و... بریزیم توش

 

وای که چه روزیه اون روز ...

نوشته شده در چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody