خاطرات زندگی من و عشقم...

اگر تنهاترین تن ها شوم باز هم خدا هست...او جانشین همه ی نداشتن هاست

این روزها شدیدا  فعالیت انتخاباتی میکنم و دارم یه دونه یه دونه رای برای میر حسین جمع میکنم.  چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟ بهم نمیاد ؟

دیگه نمیخوام درباره اش حرف بزنم  انقدر همه چی توی تلوزیون و روزنامه ها روشن و واضح گفته میشه  که فهمش برای همه مردم راحته  غیر از اونایی که نمیخوان بفهمند 

میگن کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسی که خودشو زده به خواب نمیشه

انقدر فکرم مشغول انتخاباته که حتی  پیش میاد یه روز کامل به  بچه فکر نمیکنم !!!!

جالبه دقیقا روز انتخابات میفهمم این ماه چی شده و انقدر امید دارم و منتظر مثبت شدن جواب هستم که اگه نشه... فکر کنم حتی نرم رای بدم !!!!!

 دیشب با اینکه میدونستم روز ٢۶ سیکل حتی احتمال اینکه ازمایش خون هم مثبت بشه  بعیده ولی نمیتونستم صبر کنم و رفتم بیبی چک گذاشتم هر چی همسری  گفت این چند روزم صبر کن  انقدر به خودت فشار نیار تو گوشم نرفت

مثل همیشه خط اولش سریع قرمز شد و من منتظر شدم تا ۵ دقیقه اش بگذره و  انقدر این بیبی چک رو تو زوایای مختلف و چرخوندم و انقدر بهش خیره شدم تا فکر کردم که یه خط دوم دارم میبینم !!!

واقعیت اینه که هیچ خط دومی در کار نبود اما من اراده کرده بودم که خط دوم ببینم و چون دو دفعه بیبی چکم سر کاری مثبت شده جای خط دومشو بلدم و انقدر به اون نقطه خیره شدم و این بیبی چکه رو بالا پایینو چپ و راست کردم که فکر کردم دارم خط دوم میبینم !!!!!!!!!!

کاملا مطمئنم که توهم خط دوم دارم  اما نمیدونید با همین خط دوم خیالی هم چقدر امید تو دلم سرازیر میشه یه دفعه یه لبخند گل و گشاد رو صورتم میشینه و دلم میخواد داد بزنم

به همسری درباره این خط امید هیچی نگفتم نمیخوام اونم با توهمات خودم دلخوش کنم و بعدش هیچی میدونم چقدر اذیت میشه

 فعلا که از دیشب با این خط امید خیلی خوشحالم خدا چند روز دیگه رو به خیر بگذرونه !!!!!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ توسط ترانه نظرات () |

Design By : Night Melody