بارون

بارون که میاد انگار غیر از هوا دل آدم هارو هم صاف میکنه...وسط یه روز کسل کننده وقتی بارون بارید حال منم عوض شد...بغضی که چند ساعت گیر کرده بود توی گلوم با چند تا نفس عمیق از هوای بارون خورده رفت پایین...پنجره رو باز کردم و نفس کشیدم

خدارو شکر کردم که یادشون رفته برای  پنجره های اتاق من توری بزنند

حوصله ام سررفته بود ولی دلم نمیخواست با کسی حرف بزنم...ترجیح میدم تنها باشم تا با آدم هایی حرف بزنم که دوستشون ندارم

اگه میتونستم راه برم میزدم بیرون و زیر بارون تا خونه پیاده میومدم

دلم عاشقونه میخواست...نگاه های شیرین که یه لبخند گرم چسبیده کنارش

به خودم میگم خجالت بکش دختر!تو دیگه داری مادر میشی  دلت باید بازی پسرکت زیر بارون رابخواد نه قدم زدن های عاشقانه!  اما دست خودم نیست

دل من همیشه به عقلم غلبه داشته.........

----------------------------------------------------

پ.ن.چند روزه حالم  خوب نیست...خیلی به خودم مطمئن بودم که هیچ وقت سرما خوردگیم شدید نمیشه اما این دفعه شد شب ها از تنگی نفس نمیتونم بخوابم انقدر بدنم خسته و کوفته است انگار که کوه کنده باشم

اما چیزی که اذیتم میکنه دل درد های همیشگیه یکی میگه حتما سرما دادی خودت را...یکی میگه مال بزرگ شدن بچه است یکی دیگه میگه نباید درد داشته باشی

دکتر هم جواب درستی بهم نداد...اگه تجربه ای داشتین بهم بگین خیلی نگرانم   

/ 6 نظر / 3 بازدید
مامان روژین

[قلب][قلب][قلب]

فروغ

دل منم مثل خودت هواي عاشقونه داره ولي افسوس كه عشقم خيلي ازم دوره [وحشتناک] ولي خدا بزرگه !!!!!!! چون ميگذرد غمي نيست !!!!!!!!!!!!! سعي كن متن هاي شاد بخوني ، اهنگهاي شاد گوش كني ........... خلاصه الكي خوش بودن هم يه دنيايي داره امتحان كن[گل]

سها

ترانه جون نگران نباش شاید به خاطر بزرگ شدنه لگن هستش انشالله که چیزی نیست بیشتر استراحت کن بعد با پسر گلت میری زیره بارون قدم میزنی بسلامتی.

باران

نخیر . . . همیشه میشه عاشقانه قدم زد . در هر سن و سالی . عاشق همیشه عاشقه

نرگس

دل که سن نمیشناسه عزیزم[لبخند]مراقب سرما هم باش[عصبانی]

سلماز

اگه کار خطر ناکی نکردی نگران نباش...منم یک جورایی گاهی اوقات درد داشتم ...که مال بزرگ شدن بچه و در نتیجه باز شدن لگن و الی اخر بود...دیگه فکرش و بکن که نمیشه مثل خمیر باشیم و این همه بزرگ بشیم و هیچی هم نفهمیم...[نیشخند] مراقب خودتون باش مامانی