فرشته ی کوچولوی من

فرشته  کوچولوی من...مامانی روزهای عجیب و سختی گذروند...روزهایی که هیچ وقت  تصورش را هم نمیکرد برای خودش اتفاق بیفته...زندگی روزهای عجیب و غریبی تو سرنوشت آدم ها قرار میده

ببخش اگه تا حالا نتونستم اونجوری که نیاز داری بهت آرامش بدم ...از این به بعد همه ی تلاشم  برای  آرامش توئه...

خدای خوبم...تو از همه ی حرف های دل من باخبری...خودم همسر خوبم و فرشته ای که بهم هدیه دادی را به خودت میسپارم

روزهای سخت را پشت سر گذاشتم و چشم دوختم به آینده...به وقتی که پاره ی تنم رو بغل کردم و دلم با خنده هاش میلرزه و با گریه هاش آتیش میگیره

به وقتی توی بغلم شیرش میدم و با چشمای معصومش چشم دوخته به من ...

ای کاش این چند ماه هم زودتر بگذره...الان فقط دلم میخواد چشمامو ببندم و وقتی باز میکنم یه عالمه وقت گذشته باشه و تو توی بغلم باشی همه ی هستی من....

/ 8 نظر / 3 بازدید
مهرک

عزیزم از همین روزا هم لذت ببر. این روزا هم قشنگی خودشو داره البته من که خودم تجربه نکردم از حرفای دیگران میگم

مریسام

چی شده نگران شدم؟؟؟ مراقب خودت و نی نی باش

غزال

آآآآآآآخي....خانمي نگران نباش...آرامش فكري براي تو از هر چيزي بهتره...بد به دلت راه نده...مطمئن باش كه اين چند ماه هم به سلامت ميگذره و كوچولوي نازنينت رو بغل ميكني...شيرش ميدي ...

همه هستی ما

سلام خانمی ننوشتی چنئ وقتته اما ا میتونی این روزها ور بخواب و استراحت کن . تا چشم بهم بذاری میگذره شاد باشی عزیزم

خورشید

ایشاا... . نگران نباش ترانه . زود میگذره .

سها

انشالله همه چی به خوبی پیش میره مراقب خودت باش.[گل]

غزال

دوست و همكلاسي من هم ديروز فارغ شد...خيلي ميترسيد اما همه چي به خوبي و خوشي تموم شد...يه پسر كاكل زري به دنيا اورد...نگران نباش عزيزم... خبري از خودت بده...من هر روز ميام وبلاگت اما خبري نيست[ماچ][قلب]

مینو

خدارو شکر که هردو خوبید...لطفا بچه را لوس نکن...من عروس دوماد ننر نمی خوام گفته باشم[بغل][ماچ]...