حرف های دلم ...

خیلی قاطی پاتی ام این روزا ...... احساس موشی رو دارم که توی یه کلاف گنده ی به هم ریخته ی سر در گم! گیر افتاده (خنده داره؟! خوب وقتی احساس همچین موشی رو دارم نمیتونم بگم احساس یه قناری دارم !!!!)

نمیدونم چه جوری باید بگم چه جوری ام ؟ ذهنم پره از چراها........ چرا من ؟

چرا ما ؟.... چرا خدا به ما بچه نمیده؟  منظورم اصلا گله گذاری از خدا  و ناشکری نیست

میگن هر مشکل و ناراحتی ای که انسان تو دنیا میکشه کفاره گناهانشه

همش از خودم میپرسم یعنی ما یا من ...دارم کفاره گناهانم رو  میدم ؟ کدوم گناه ؟

یعنی من گناه به این بزرگی کردم ؟گناهی که کفاره به این سنگینی داره ؟

نمیتونم غمی رو که رو دلم سنگینی میکنه برای کسی توصیف کنم....بچه نداشتن وعشقی که خدا تو وجود یه زن برای مادر شدن گذاشته که من خیلی وقت ها حس میکنم هرگز تجربه اش نمیکنم وخیلی چیزای دیگه یه طرف .......این حس تلخ که که خدا منو نمیبینه .....یه طرف دیگه

من خیلی دعا کنم ...... خیلی گریه میکنم ....خیلی با خدا حرف میزنم ولی جوابمو نمیده ....چرا ؟

پریشب خواب دیدم بیبی چکم مثبت شده بود.... همسری داشت به من نشون میداد  میگفت ببین ترانه ! دوتا خط قرمز داره ....ببین    خط هاش به قرمزی خون بود...

نمیدونم چرا بیدار شدم  شاید از خوشحالی زیاد .....تا چند دقیقه تو خلسه بودم ..انقدر خوشحال بودم که میتونم بگم چند سالی هست طعم خوشحالی رو اینجوری نچشیده بودم .....باورم نمیشد خواب بوده .......تا صبح نخوابیدم  

با اینکه این ماه به خودم قبولونده بودم که نباید منتظر باشم ولی بازم انتظارم شدت گرفت اگه بگم ساعت ها رو میشمرم تا وقتش برسه شاید باورتون نشه

 خدایا ...ببین آرزوهام چقدر کوچیکن ....من فقط با دیدن خواب یه بیبی چک مثبت دو سه روز یه حال دیگه ام ...

امشب دیگه دلم طاقتش تموم شد و یه بیبی چک گذاشتم .... فقط یه خط ...فقط یه خط

نمیدونم چرا این امید لعنتی دست از سرم بر نمیداره ...

میگم چرا ..چرا خدا من تشنه رو تشنه تر میکنه ......چرالذتشو تو خواب و بیداری بهم میچشونه .......من حکم تشنه ای رو دارم که تو بیابون یه لیوان آب نشونش بدی و بریزیش رو زمین .......

انصاف نیست به آدم تشنه آب نشون بدی و تشنه ترش کنی ........آدمی که سعی میکنه لذت آب خوردن رو فراموش کنه ........

 

 

 

 

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همه هستی ما

سلام ترانه جان چطوري خانوم خانوما ؟؟ يه چيز بگم باورت نميشه ........ اما من بارها و بارها خواب ديده بودم بي بي چكم مثبت شده و وقتي از خواب بيدار ميشدم حسرت ميخوردم كه كاش خواب نبود و اين اتفاق تو بيداري بود مطمئنم خوابت تعبير ميشه .......... من هنوزم باورم نشده بي بي چكم مثبت شده

کیوان

براتون دعا می کنم. امیدارم هر چه زودتر به ارزوتون برسید

سلماز

سلام خوبی؟ شاید خدا می خواد شبا مثل من از کلیه درد وول نزنی و راحت بخوابی[چشمک] من 3 ماه این انتظار و کشیدم لحظه لحظ این تجربیاتت برام اشناس..میدونم تا این خط دوم نیاد لحظه ای اروم و قرار نخواهی داشت...دلداری هم بی فایدس[افسوس]...چون دوای دردت یک خیکم قلنبس...فقط برات دعا می کنم زودتر قلنبه شی[ماچ]

صبا

منم کلافه شدم ....منم هزار جور فکر و خیال میزنه بسرم ....سیاهه اعمالمو هزار بار زیر و رو کردم ببینم کجاش منو به چنین گرفتاری مبتلا کرده ....!!!یه دیوار بلند قد آسمون روبرومه که ازش گریزی ندارم

صبا

بااجازه لینکیدم[گل]

سها

ترانه جون انشالله که خوابت خیره

مرمر

عزیز دلم فقط میتونم بگم که خدا تو بهترین وقت بهترینها رو بهت میده شاید یه موقعی که اصلاانتظاااارشو نداشتی ارزو میکنم اون روز خیلی نزدیک باشه[گل]

پرنیان

ترانه جون به قوا سهراب بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه ی عشق تر است من هم عاشق بچه بودم بعد از چند سال خدا بهم بچه داد هم خودم و همسرم شاد بودیم و خوشبخت اما بعد از 2 سال توی یک تصادف خدا 2 تاشو ن و ازم گرفت هنوز بغضی دارم امیدوارم به آرزوت برسی

مسافر

سلام عزیزم منم 2 ساله منتظرم ولی هنوز دعاهام قبول نشده همه حالتهایی که نوشتی دارم حس میکنم دارم افسرده میشم.برات دعا میکنم