سفر

فرصت نشد قبل از سفر بگم که دارم میرم ...چند روزی با آقای همسر خونه ی ساکت و بی سر و صدامون رو تنها گذاشتیم و رفتیم سفر ... کرمانشاه

یکسالی بود که قصد داشتیم بریم اونجا ولی نشده بود ...تا اینکه انگیزه اش پیدا شد و بهم انرژی داد برای رفتن ...

سفر  خوبی بود و خیلی خوش گذشت ...جای دیدنی خیلی داره و به قول همسری اگه  توی همه ی سفرمون فقط طاق بستان را دیده بودیم بهش می ارزید ...  منم باهاش موافقم ......

مردم مهربون و و خونگرمی هم داره و بازم به قول همسری بامعرفت ....

توصیه میکنم اگه تا حالا اون طرف نرفتین  حتما یه برنامه سفر براش بگذارید....به من انقدر خوش گذشته که الان پشیمون باشم که چرا خودم خواستم  یه روز زودتر از برنامه مون برگردیم .......دیگه حرف خاصی ندارم...  تا ببینم کی حس اپ بعدی میاد سراغم !!!

/ 6 نظر / 5 بازدید
ایزدخواه

واینکه معلومه خیلی اهل سفرهستید که یکدفعه بار سفر بستید و رفتید....موفق باشید

mary

خوب به سلامتی... تولد بی خبر، مسافرت بی خبر، امیدوارم کم کم بیای درمورد نی نی بی خبر هم بنویسی.... همیشه شاد باشید و سلامت...[گل][ماچ]

ندا

سلام همیشه به سفر ترانه عزیز

مینو

خوش به حالت من دوماهه میخوام برم یه چرخی بزنم نمیدونم چرا نمیشه[کلافه]...خوش باشی عزیزم...همیشه به شادی و سلامتی[ماچ][بغل]