...

روزگارم مملو از لحظات ناب و تکرار ناشدنی  که از فکر کردن به گذارش دلتنگ میشم ...

شیرینی های پسرک تمام شدنی نیست و هر روز با یه حرکت تازه ذوق زده و غافلگیرم میکنه ...

 بدو بدو دنبالم میاد و به در یخچال میچسبه و میگه به به به یعنی بستنی میخوام...

دستاش را مثل بال تکون میده و میگه گار گار ...

وقتی صدای اذان میشنوه یه دستش را میذاره بغل گوشش و میگه آآآآآآآآ ببببووو یعنی الله اکبر

 عاشقققق رقصیدنه و من تمام طول روز کانال هارا بالا و پایین میکنم تا اهنگ نانای نای پیدا کنم و اون مشغول رقصیدن میشه یه دستش را میذاره کنار سرش و دور خودش میچرخه و قر میده!

عاشق آهنگ بری باخ و ملودیه و گوشیم را میاره میده بهم و خنده های ذوق دار میکنه و میرقصه یعنی زودتر بیارشون دیگه !

وقتی خوابش میگیره سرش را میذاره روی بالش و میگه ا ا ا یعنی بیا خوابم کن

اگه چند دقیقه حواسم پرت بشه و بهش توجه نکنم میاد میچسبه بهم و دستاشو دور گردنم حلقه میکنه و بوسم میکنه و تا میتونه خودش را برام لوس میکنه

دستمال و آب پاش مخصوص خودش را برمیداره و دنبال من میاد و همه میزهایی که من دستمال کشیدم را خیس میکنه و دوباره برام تمیز میکنه

هر جا برم دنبالم میاد و دقیقا پاش را همونجاهایی میذاره که من گذاشتم !نه یه قدم اونورتر و نه یه قدم اینورتر ...

برس را برمیداره و موهاش را برس میکشه  ....موهای منم برس میکشه

عاشقتم پسر کوچولوی مامانی ...

...................................................................

پ.ن. سطرهای بالایی از بهترین قسمت های زندگی من بود ...

شرح خستگی ها ودلتنگی ها تو چند سطر نمیگنجه و ترجیح میدم تا وقتی که میتونم درباره شون حرف نزنم .....

/ 16 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینو

راستی اون کلاسایی که سراغ گرفتی را از یکی دونفر پرسیدم...گفتند هست...زیاد هم هست..اما هم زمانش چندان مشخص نیست وهم مکانش ...چون علنی نیست...بهترین راهش اینه بری باشگاه ایروبیک نزدیک خونه ات بعد یکی دو جلسه.. از مربیای اونجا سراغ بگیری...اکثر این مربی ها یا خودشون مربی رقص هستند یا کلاسشو سراغ دارند...اما نمیشه از در بری تو بپرسی باید یکی دو جلسه توی کلاس ایروبیک شرکت کنی تا بهت اطمینان کنن وبگن...گفتن راه پیدا کردن کلاس رقص نزدیک خونه اینه...دیگه نمیدونم...بازهم می پرسم..اگر جای خاص ومعتبری سراغ داشتن بهت میگم...[بغل]

سارا

سلام ترانه عزيزم من هميشه خواننده وبلاگت هستم خاموش از تو ني ني سايت هم قبلنا يكم با هم حرفيديم تا جايي كه ميخواستم به يه كلوب دعوتت كنم ولي خداروشكر پويان خان اومد تو دلت ديگه از دعوتت پشيمون شدم اخه ديگه اونجا جاي تو نبود ايشالله كه هميشه از خوشيهات بنويسي دوست عزيزم امشب با خوندن اين پستت نتونستم ديگه چيزي ننويسم خوشحالم خيلي خيلي كه اين پست شيرين وقشنگ خوندم دعا كن دعا كن كه منم ديگه لذت اين روزها رو تجربه كنم ايشالله كه خداوند هميشه نگهدار زندگي وعزيزانت باشه الهي امين

وفا مامان یاسین

همینه ترانه چشممون رو باید رویه سختی ها ببندیم.... و فقط خوب ها رو ببینیم....

elham

.........♥#########♥ .....♥#############♥ ...♥###############♥ ..♥#################♥..................♥###♥ ..♥##################♥..........♥#########♥ ....♥#################♥......♥#############♥ .......♥################♥..♥###############♥ .........♥################♥################♥ ...........♥###############################♥ ..............♥############ ###############♥ ................♥########## ##############♥ ..................♥######### ############♥ ....................♥###################♥ ......................♥#################♥ ........................♥##############♥ ...........................♥###########♥ .............................♥#########♥ ...............................♥#######♥ .................................♥#####♥ ...................................♥###♥ .....................................♥#♥ .......................................♥ .......................................♥ .....................................♥ ...................................♥ ...............................

مهرک

خصوصی داری!!!

فریماه

ترانه جون دلمو آب کردی چقدر قشنگ مینویسی یه خواهش کوچولو هر وقت با خدای مهربونت حرف میزنی یادی هم از ما بکن که دوست داریم لحظه های مادرانه رو بچشیم ممنون

سميه

مطمئن باش شيرين ترين لحظه هاي عمرتو سپري مي کني[لبخند]

لیلا

سلام ترانه جان. چند روزی هست که بهت ایمیل زدم. اگر فرصت کردی بخونش. ان شالله که روزهای خوبی داشته باشی.

مامان ترانه

وبلاگ دخمل من روزانه اپدیت میشه تا جایی که تونستم رفتار و تجربیات نی نی و خودمو نوشته ام به ما سر بزنید taranehalvandian91.blogfa.com

الهه

عزيزم داشتم كلمه اي يو اي سرچ مي كردم وبلاگ شما هم اومد ومن غرق خواندن شدم از سال 87 مي خودنم و همش خدا خدا مي كردم كه تا الان بچه دار شده باشي كه الاهي شكر شدي. دختر خوب با تمامه وجودم اون لحظه هاي سختي كه پشت سر گذروندي رو مي فهمم واميدوارم زمان سريع بگذره ويه روزي بياد كه منم بچه داشته باشم. وقتي نوشتي دلت لباس حاملگي مي خواد انگار كه حرف دل منو زدي. منم اين ماه كه بياد ميرم برايه آي يو اي اول.اميدي ندارم ولي تمامه تلاشمو انجام ميدم.