نیم سالگی

چند وقتیه که دوباره دارم تو لاک خودم فرو میرم ...و این دفعه برخلاف گذشته این حالت را دوست ندارم...ازش میترسم...

از تنهایی میترسم ...از دنیای تاریکی که توش دست و پا میزدم و خودم هم نمیفهمیدم  میترسم ...

-----------------------------

پ.ن. نیم سالگی پسرکم  را در کنار غرغر ها و بی قراری های بی حد و اندازه ای  که دلیلش را نمیدانم جشن گرفتیم ...شیرین کاری های پسرکم انقدر هست که نتونم برای زودتر گذشتن زمان و تمام شدن این بی قراری ها آرزوکنم ...همه چیزش را به جان میخرم...از غرغر گرفته تا بیخوابی و خنده های بی نظیر...

پ.ن. امروز باید برمیگشتم سرکار...اما تونستم یکسال مرخصی بدون حقوق بگیرم ...در هر صورت من قصد برگشتن سرکار نداشتم چه با بدون حقوق چه استعفا و به خاطر این موضوع خیلی خوشحالم  

مولتی هاستر مولتی هاستر

/ 8 نظر / 2 بازدید
زهرا

سلااااااااااااااااااااام انشاالله خداخانوادتون روسالم تا120کنارهم نگه داره بووووووووووووووووس

mahshid

خیلی ناز این گل پسرت.....................

سلماز و ژینا و رهام

به به چه گل پسری....[ماچ] ترانه جونم میتونم الان باهات هم دردی کنم...امام همه چیو بی خیال این پسر داشتن و عشق است[نیشخند]

سماء

سلام ترانه جان... خوش حالم که باز هم پست جدید میبینم... شاد بودنتون آرزوی منه. مواظب این شازده باشید. در پناه حق

مهرک

عزیزم [قلب] دایناسور کوچولوی ناز نازی 6 ماهگیش مبارک. ترانه نمیخوای یه مشاور روانشناس بری؟ بعد اون همه سختی که تو کشیدی و زایمان ممکنه نیاز داشته باشی. مراقب خودت باش دوست نازم.

کافی نت پالیز

خدا ببخشه چه نازه یه سر به وبلاگم بیا منتظر نظرتم باتشکر

Ellham

قربونش برم چه خوشگله خدا حفظش کنه البته زیر سایه مامان و باباش

وفا مامان ياسين

نازي پويان ... چه توپه خوشگلي داري بيا با ياسين با هم بازي كنين باشه خاله........