من یه مامان عاشقم...

من تو زندگیم مزه عشق را چشیدم و تو این قضیه خیلی خوش شانس بودم...

اماعشقی که به پسرکم دارم با تمام احساسی  که قبلا تجربه کردم فرق میکنه... از یه جنس دیگه است... تمام وجودم مال اونه...تمام احساسم مال اونه...

همسری هم همینطوره...

حالا دیگه هیچ عشق دونفره ای وجود نداره...پای یه پسرکوچولو وسطه که هر احساسی به اون ختم میشه ...

/ 6 نظر / 6 بازدید
آزاد

سلام دوست گرامی ، با یک مطلب جدید بروز هستم ، فرصت داشتید خوشحال می شوم یک سری بزنید. موفق و سربلند باشید چشمه ریگی | http://blog.cheshmehregi.com/

سلماز و ژینا

سلام اخ جون چقدر وبلاگت گوگولی مگولی شد بالاخره[نیشخند] اره بابا حالا بذار بزرگ بشه شاهد حسودیه باباش خواهی بود..مامانه همه پسرا که همینو میگن[چشمک]

منتظر

آخی...خوش به حال پسرت که همچین مامان مهربونی داره [گل]

مهشید

امیدوارم خدا همیشه این شادی براتون نگه داره............

مینو

عزیزم فقط هر دفعه این نکته بی ادبانه روم به دیوار رو به خودت تذکر بده که اگر اون عشق واین مرد نبود پویان کجا بود؟!!...خلاصه حواست باشه که لب بود که دندون اومد... شاد وعاشق باشی هر صبح وشام[تایید]