حال غریبی دارم...هیجانزده...خوشحال...نگران...دلتنگ.....

فکر میکنم فرصتم برای همه چی کمه...برای زندگی دونفری...برای بیخیالی و اسودگی...برای تنها بودن با پسملی ...برای خواب!

همسری میگه تو خسته نشدی انقدر زل زدی به شکمت...میگم نه... میخوام این لحظه ها ...این حرکت هاش را با همه وجودم حفظ کنم ...اینا لحظه های تکرار نشدنی هستند برای من

با هیکل جدیدم که شباهت عجیبی به پنگوئن داره !تند و تند راه میرم و سعی میکنم همه چیز برای اومدن فرشته کوچولوم  وقتی مامانم و مامان همسری میان اینجا آماده باشه...وسایل خودم را چک میکنم  ...وسایل نینی...یخچال ..کابینتها... ولی هر چی آماده میکنم باز یه گوشه اش کمه . یه دفعه یادم میفته که واااااااای !فلان چیز را آماده نکردم

ولی دیگه خسته شدم...بالاخره خودشون یه کاریش میکنند دیگه...همه چیز که نباید با برنامه ریزی باشه!

به همسری میگم وقتی از من جداش کنند و بره تو بغل غریبه ها میترسه بچه ام تو باید زود بغلش کنی و بچسبونیش به خودت تا اروم بشه

میگه :چشم

میگم وقتی دارم به هوش میام تو باید بالای سرم باشی....اگه نباشی حالمن بد میشه و میزنم زیر گریه!

میگه :چشم

میگم ولی حق نداری اول بری اونو ببینی...اول باید بیای منو ببینی بعد نینی را !

میگه:آخه من به کدوم ساز تو برقصم؟ بالاخره اول بیام تو را ببینم یا بچه را؟!

میگم نمیدونم ...فقط میدونم که دلم میخواد همه چی زودتر تموم شه...

-------------------------------

پ.ن.  امروز پنج شنبه است...فردا جمعه و شنبه ..........

خدای بزرگ و خوبم...کمکم کن مثل همیشه... تا  قوی باشم و فرشته کوچولوم را صحیح و و سالم بغل کنم و با خودم بیارمش خونه

/ 10 نظر / 3 بازدید
سلماز و ژینا

وای چقدر هیجان ئاری..ادم مهیج میشه

طاهره

سلام عزیزم باورم نمیشه نه ماه با هم بودیم انشالله صحیح و سالم پسر خوشگلت به دنیا میاد و آروم میشی عزیزم وقتی به دنیا اومد و اومدی خونه حتما بیا عکس این فرشته کوچولو رو برامون بگذار [ماچ][ماچ]

مامان مبینا

از صمیم قلب آرزو می کنم به سلامتی فارق بشی و با شادی در حالیکه گل پسرت رو در آغوش داری به خونه برگردی

سايه

ترانه ترانه ترانه عزيزم نمي تونم عمق شادي ام رو تو كلمه ها بريزم از ته دلم خوشحالم و منتظر خوندن پستي هستم كه با عكس پسر نازت مي زاري

لیلا

وای خیلی خوشحالم منم این روزارو تجربه کردم می دونم چه حسی داری وقتی نی نی رو بهت نشون بدن همه دردات یادت میره پشاپیش قدمش مبارک

سحر مامان ریما

امیدوارم هدیه قشنگ خداوند به دنیا اومده باشه و در آغوش پدر و مادرش جای امن خودش رو پیدا کرده باشه.

ساناز

الان حتما عشق خوشگلمون به دنیا اومده وای خدایا... امیدوارم حالت خوب باشه دیروز امروز روزای سختی داشتی می دونم[ماچ]

سمانه

[بغل]حتما الان نی نی کوچولو خشگلت به دنیا اومده حس های بدت تموم شده زودی بیا عکس کیاراد رو بذارررر

ورونیکا

قدم نو رسیده مبارک باشه مامان خانومی[ماچ]

سلماز و ژینا

فکر کنم الان خونه ای و گل پسرت بغلته قدم نو رسیده مبارک باشه[گل]