دکتر میگه همه چیز را بعد از عمل بهت میگم ...اینکه چرا اینجوری شده ...چقدر باید بیمارستان بمونی و ........

میگه ساده ترین احتمال اینه که بعد از لاپاروسکوپی یه چیزی مثل نخ  جامونده و باعث چنین التهاب و عفونتی توی شکمت شده اما غیر از این هر چیز دیگه ای هم میتونه باشه که بعد از عمل میگم

همسری همیشه آرومم   عصبانی شده و لباش را روی هم فشار میده و میگه به خدا ترانه اگه چیزی توی شکمت جا گذاشته باشند پدرشون را درمیارم! و من تو این هیر و ویر دلم را به لب های به هم فشرده اش خوش میکنم و کیف میکنم  که به خاطر من عصبانی شده

هر چی که هست خیلی اذیتم کرده ...هم من و هم پسرکم را ...این چند روزی که حالم خوب نبوده نتونستم بهش برسم ...نتونستم باهاش بازی کنم ...حتی نتونستم براش شیر بدوشم

این پنجمین بار تو سه سال گذشته است که من رنگ اتاق عمل میبینم و هر دفعه آرزو میکنم آخرین بار باشه...نمیدونم چم شده ...من هیچ وقت ترسو نبودم ...اما این  دفعه ...ترسیدم...شاید چون  این بار پویان را دارم میترسم...میترسم  نتیجه اش یه چیزی باشه که جدایی بندازه بین من و پاره ی تنم ... 

هر بار بغلش میکنم گوله گوله اشک میریزم ...تا حالا بیشتر از یکساعت ازش دور نشدم... نمیدونم فردا چی میشه ... نمیدونم چقدر درد در انتظارمه ...نمیدونم تا کی از پسرکم دورم ...و یه عالمه نمیدونم های دیگه که من را میترسونند  

درستش اینه که خوش بین باشم...اما دفعه قبل که خوش بین بودم چی شد...یه جوری خورد توی ذوقم که دیگه هیچ وقت به هیچی خوش بین نباشم ...

 

/ 17 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزاله

سلام...ترانه جون...ايشالله كه طوري نيست و صحيح و سالم بر ميگردي خونه پيش پويان....نگران نباش..خداكريمه

فهیمه

سلام ترانه جون از دیشب کل آرشیوتو خوندم با خنده هات خندیدم و گریه هات غصه خوردم دقیقا می تونستم اون زمان های انتظارت و درک کنم من هم این انتظار هارو کشیدم ولی نه برای خودم برای نوه قشنگمون که من قراره عمه اش بشم همه زندگی ما الان یه جنین 3 ماه اس امیدوارم اون مثل ژویان قشنگ تو سالم به دنیا بیاد. انشالله که بازم سلامتیت و به دست بیاری. به امید روزی که ژویان قشنگت و توی لباس دامادی ببینی و کلی ذوق کنی.

سماء

به خدا توکل کن ................................................................... فقط همین.نگرانتم....

دریا

سلام ترانه جون من تازه اومدم وبت خیلی نگران شدم ایشالله که هیچی نیستو زودی بر میگردی پیش پسریتو همسر مهربونت عزیزم من لینکت میکنم هروقت خوب شدی پیش منم بیا خوشحال میشم

ورونیکا

دقیقا می فهمم چی میگی... این ترس بخاطر جدایی از پسرکت... ایشالا که سلامت برگردی عزیزم... توکل به خدا

مینو

ترانه جون همیشه جای شکرش باقیه...اگه یه چیزی اشتبهای تو شیکمت جا گذاشته باشند خیلی بهتر از اینه که اشتباهی یه چیزی رو در آورده باشند...بهتر نیست؟!![نیشخند]

مینو

انشالله به سلامتی برگردی عزیزم وچیز مهمی هم نباشه...[گل]

مینو

باشه خوش بین نباش بد بین باش ببینم چی بهت جایزه میدن![منتظر]

مهرک

سلام ترانه جونم. چطوری بهتری؟ عملت راحت بود؟ منتظرم از خودت خبر بدی.

زهرا

ترانه اه چرا مگه مشکلی داشتی