رنگین کمون

 دیروز روز خیلی قشنگی بود

 عصر بارون خیلی شدیدی اومد که البته رگبار بود و زود تموم شد ولی بعدش یه رنگین کمون  خوشکللللللللللللل درست شد

 که من از نگاه کردنش  یه لذت اساسی  بردم

 من و همسری هم زود رفتیم بیرون و تو اون هوای لطیف بعد از بارون قدم زدیم

و به رنگین کمان نگاه کردیم خیلی خوشکل بود

 دلم برای همچین هوایی لک زده بود   اخه من عاشق هوای بارونی و ابری ام

 دلم برای پاییز هم تنگ شده  چقدر خوبه که داره میاد

 البته دیروز یه نقطه سیاه داشت که اونم امپول زدن من بود  از اون جایی که بنده خیلی ترسو تشریف دارم

 این تزریقاتی ها هم همه ناشی از اب درمیان

تازه امروز هم باید یکی دیگه بزنم  چهارشنبه هم دوتای دیگه

 اخه خدایا  میخواستم دیگه اه و ناله نکنم ولی چرا ما باید اینجوری بچه داربشیم  تازه اینا که چیزی نیست

   اگه کارم به میکرو و ای وی اف و بکشه باید روزی 7-8 تا امپول بزنم فکر میکنم یه دو هفته ای   طول بکشه

 ولی بازم نا شکری نمیکنم  نینی بیاد هر جور عشقش کشید بیاد

 من و همسری الان داریم روزهای سختی میگذرونیم نه به خاطر قضیه بچه

 به خاطر بلاتکلیفیمون

نمیدونیم که بالاخره به همیسری انتقالی میدن یا نه

 الان دو ماهی هست که همینجور معلقیم بین زمین و هوا

 ولی این روزهای اخر خیلی سخت میگذره

 

 خیلی بده که ادم ندونه برای اینده اش چه تصمیمی میتونه بگیره از هر نظر مالی خیال باطلکاری .........

تازه چند ماهه رفتنمون  رو به کلینیک نوید عقب انداختیم که وقتی رفتیم بریم اونجا ولی معلوم نیست که چی بشه

 اگه اینجا باشیم خیلی سخته که تهران بریم دکتر دیگه نمیشه پنهان کاری کرد 

 خدایا ما خودمون و زندگیمون و اینده امونو سپردیم به تو

 هر چیزی هم که پیش بیاد مطمئنم که مصلحت تو بوده

پس خودت بهترین راه رو پیش رومون بگذار خیال باطل

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی حیدری

وبلاگت زیباست موفق باشی سری هم به وبلاگ من بزن امید را فراموش نکن http://mhwcenter.persianblog.ir/

سعید

سلان ترانه خانم نوشته هات قشنگند .ساده و دلنشین می نویسی.به حق این ماه عزیز خدا هر چی دل پاک و مهربونت میخواد بهتون بده در کنار همسرتون پایدار و عاقبت بخیر باشید

محمد ایزدخواه

با دعای که کردی تو خط اخر مطمئن باش که کارت درست [گل]ممکن نیست کسی ازخدا بهترین مصلحت رو بخواد وخدا دریغ کنه

محمد ایزدخواه

صادقانه یه اعتراف کنم....[شیطان]وقتی متن رو خوندم کمی دلم گرفت اما این جک وجونورای تو وبلاگت آدمو به خنده میندازند

همه هستی ما

سلام ترانه جون افتخاریه واسه من که لینک وبلاگت شدم منم با اجازه ات لینکت میکنم . عزیزم انشالله ایندفعه دیگه نی نی نازتون از راه میرسه و کمتر براتون ناز میکنه ......من مطمئنم که خدا براتون بهترینهاش رو میخواد راستی برات کامنت خصوصی هم میذارم حتما بخون [ماچ]

مهرك

ترانه جونم اولش با شادي شروع كردي آخر سر بازم به غر رسيدي ها!! تو رو خدا ناشكر نباش! خيلي ها وضعشون از ما هم بدتره... [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

همه هستی ما

سلام عزیزم اشکالی نداره خودم حذفش میکنم .. قربون محبتت ممنون که جواب سئوال هام رو دادی برات خصوصی میذارم

همه هستی ما

ترانه جون من خودم عکس رنگی انداختم هیچ مشکلی نبوده - ازمایش هورمونم هم سالم بودن - فقط دکتر حدس زد که تنبلی تخمدون داشته باشم - من عید 86 یه سقط 4 هفتگی داشتم ..........شوهرم هم هیچ مشکلی نداره .......اما دکتر گفت ایو ای که من مخلفت کردم و قرار شد کلومیفن - متفورمین و امپول اچ ام جی بزنم و روز 10 برم سونو دو تا امپول نوشت .........برای شما چقدر دارو میده ؟