پسربلا

دیشب وقت دکتر داشتم کلی براش حرف زدم که دلم درد میکنه کمرم درد میکنه موقع نشستن توی شکمم فشار میاد و نمیتونم صاف بشینم و...

اونم همه جای شکمم را بادست فشار داد و گفت من که هیچ مشکلی نمیبینم هیچ اثری از انقباض زایمان زودرس نیست !حالا هر چی من قسم و ایه میارم که به خدا تا همین چند دقیقه پیش درد میکرد قبول نمیکرد

بهش گفتم که حرکتاش کمتر شده ،وقتی داشت با اون گوشی روی شکم من دنبال صدای قلب و صدایی که ناشی از انقباض احتمالی باشه میگشت این فسقلی  چند بار چنان محکم زد زیر گوشی که بومبببب صدا داد  دکتر هم خنده اش گرفت و گفت حرکت از این محکمتر میخوای ؟

بعد هم برام سخنرانی کرد که تو داری با بارداری به خودت آسیب میرسونی خودت را توی خونه زندانی نکن و از بارداریت لذت ببر

خلاصه اش اینکه دارو داد با یک هفته استراحت ...من برای یک ماه نقشه کشیده بودم

خدارو شکر کردیم که مشکلی نبود ولی این دردهای لعنتی نمیذارن خیال من راحت باشه  

------------------------------------------------------------------

پ.ن.1 زندگی بدون حالت تهوع خیلی قشنگه! یک هفته ای هست صبح ها که بیدار میشم ازتهوع خبری نیست و سرراحت از بالش برمیدارم !

پ.ن.2.این دوروز که تو خونه ام میشینم پای خبرهای خودمون و شبکه های مزدور خارجی !عجب خاله زنک بازاری شده مملکت! پدر شوهرم اگه آدم داره باید مثل مستر پرزیدنت باشه  ببین به خاطر پدر عروسش چه کارهایی که نمیکنه!  نمیدونم دیگه پسر نداره برم عروسش بشم ؟ شاید بابای بنده خدام بعد از 29 سال معلمی  به یه وزارتی چیزی رسید!

/ 8 نظر / 5 بازدید
مریم و بهرادی

تو را به یک لحظه از بودن سوگند ! پنجره ی دلت راباز بگذار .....شاید این نسیمِ آخرین فرصت ِ من باشد ! بــــــ ـــروز کــــــ ــردیم......نمــــــــ ـــیای؟؟؟؟[نیشخند][چشمک][زبان]

فروغ

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي هاست هركسي نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد

مهرک

سلام دوست نازم. دکتر هم بهت میگه چیزیت نیست بازم نگرانی گلم؟ دکتر خوب گفته از بارداریت لذت ببر. برای منم دعا کن. هرچند من دیگه کلا بیخیال بارداری شدم. شاید چند سال دیگه بچه ای به فرزندی قبول کنم.

طاهره

سلام عزیزم خیلی خوشحالم که زیاد نگرانمون نگذاشتی و بعد از پست قبلی زودی خبر دادی که دکتر گفته مشکلی نداری عزیزم من اگه به جای تو بودما حسابی خوش میگذروندم این دوران خوش رو از دست نده دختر [گل]

فرناز

خدا رو شکر که مشکلی نبوده.منم هر چیم که می شه این دکتر رضوی همین جوری برخورد می کنه و هی معاینه و بعد هم می گه من که چیزی نمی فهمم.گاهی از دستش خیلی حرص می خورم. حرکات نی نی من هم خیلی کم و آرومه گاهی خیلی نگران می شم خدا رو شکر که ویارت داره تموم می شه.من هم یک ماهه که دوباره زندگی برام نرمال شده

فرناز

خوب کردی رفتی خرید.من که عشق می کنم برای فسقلی چیز میز بخرم. باورت می شه ماه قبل که به خاطر وزن بهم گیر داد اومدم خونه چه گریه ای کردم.گفتم من بعد از چند ماه ویار تازه به غذا خوردن افتاده ام ولم کنین...چند بار تا حالا می خواستم به خاطر این حساسیت های زیادش دکترم رو عوض کنم...والا...[عصبانی] دفعه قبل خیلی حالمو گرفت عزیزم من این مدلی که دیدم مال ارژن بود و به یه آشنا سفارش دادیم که بسازه

سها

خدا رو شکر که مشکلی نبوده عزیزم.[قلب]

سحرومهدی

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی ! تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد! تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا امیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... ! برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم