دور باش اما نزدیک....

من از نزدیک بودن های دور میترسم.....

-------------------------------------------------------

پ.ن.چند روزیست که پسرکم تلاش میکنه چهار دست و پا بره...گاهی موفق میشه و گاهی هم سقوط میکنه اما دست از تلاش برنمیداره ...

وقتی فقط چند لحظه ازش غافل شدم صدایش را از زیر میز شنیدم! و تا اومدم فکر کنم که چه جوری صندلی ها را بردارم که پایه هاش بهش نخوره خودش با سرعت برق از اون طرف میز اومد بیرون

 

مولتی هاسترمولتی هاستر

/ 10 نظر / 8 بازدید
افزایش رنک گوگل و الکسا

افزایش پیج رنک گوگل | افزایش رنک الکسا | بازدید فوق العاده بالا | افزایش درصد سئوی وبلاگ شما با تبادل لینک با ما امکان پذیر است(پیج رنک ما 2 میباشد و تبادل لینک با ما 100% به افزایش رنک شما کمک میکند)

سلماز

چه شیطونی شده این گل ژسره بامزه...براش اسفند دود کن

عاطفه

ترانه جون خوشحالم که عملت خوب بوده عزیزم خیلی قشنگ مینویسی گریه من با پست قبلیت دراومد

عاطفه

این پسر شیطونت من فکر میکنم شبیه خودته زنده باشه موچ موچ

ورونیکا

وای چه با نمک شده ترانه ... خدا برات نگهش داره عزیزم... یعنی میشه دخملی منم زودی چهار دست و پا بره...؟

سحر

وای الهی که من فدای این پسره خوشکل موشکل بشم الهی الهی الهی

زهرا

وای ماشاله

مهرک

عشقه [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

سلماز

برات خصوصی گذاشتم[لبخند]

آتی

این شازده نازنازی فکر کنم با پسر من سه روز فرق داره .[چشمک]