خواب شیرین

سه روز تو رویا زندگی کردیم  وای که چه رویای شیرینی بود

کاش هیچ وقت از این  خواب  شیرین بیدار نمیشدیم .

انگار هردومون خواب بودیم و یه خواب شیرین میدیدیم بدون اینکه راجع بهش حرف بزنیم.

یه جای خلوت پیدا کردم  و انقدر داد کشیدم که دیگه صدام در نمیاد ولی هنوز تو قلبم احساس سنگینی میکنم. 

انگار یکی قلبمو محکم گرفته تو مشتش و نمیذاره قلبم نفس بکشه

خیلی حرف دارم ولی انگشتام توان نوشتن ندارند

بمونه برای وقتی که تونستم محکم فشارشون بدم .

 

 

/ 15 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینت السادات لشکری

انانکه خاک را به نظر کیمیا کنند ایا شود که گوشه چشمی به ما کنند؟

سها

مثل روزای گذشته صبور باش.

لیلا

عزیزم چرا خودت رو زجر میدی همه چیز دست خداست اگه اون بخواد قبل از اینکه تومتوجه بشی همه چیز شده ولی اگه اون نخواد اگه هزار بار هم خودمونو بکشیم چیزی عوض نمیشه کلمه خدا رو بیاد داشته باش کن فیکون یعنی هرموقع اون بگه موجود باش همان لحظه بوجود میاد پس برات ازته قلب دعا میکنم خدا در موردت کن فیکون بکنه امین

لیان

ترانه جون گاهی اوقات رویاها شیرین تر از واقعیت هستند مثل معروفی هست که میگه پنداشتن بهتر از داشتنه لیلای عزیز صحبت قشنگی کرده به مصلحت و خواست خدا راضی باش چون اون همیشه بهترین ها رو برای بنده هاش می خواد

مهسا

عزیزم میدونم چه احساسی داری ولی وقتی کاری از دستت بر نمیاد ناراحت نباش من کاملا درکت میکنم ولی منم هنوز امیدوارم شاید خبری باشه تو رو خدا خودت رو ناراحت نکن شاید این خواب شیرین تبدیل به واقعیت شد خودت رو ناراحت نکن

مرمر

[گل]

آیدا محسنی

ادعونی استجب لکم (بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را ) یکم صبور باش این کار خدا بی حکمت نیست صبور باش [ماچ][ماچ]

همه هستی ما

راستش اين ماه سومين ماهي هست كه دارو مصرف ميكنم البته يك ماه در ميون.....5 تاكلوميفن و5 تا هاش ام جي و دو تا هاش سي جي.......اگر اين ماه نشم بايد ايو اي كنم....خيلي ناراحتم ترانه جون اين ماه دو روز بعد از تزريق هاش سي جي درد پري و سينه درد دارم.....فكر ميكني چرا؟